العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
247
شرح كشف المراد ( فارسى )
و البته ممكن است چيزى فى الواقع بديهى باشد ولى علم به آن محتاج به نظر و استدلال باشد ولى گروهى بر آنند كه فاعل بودن ما نسبت به افعال متولده از امور استدلالى و اكتسابى است و دليل آوردهاند به حسن مدح و دم بر اين افعال ولى مبتلا به دور گرديدهاند زيرا حسن مدح و ذم در گرو فاعل بودن ما نسبت به اين افعال است آنگاه اگر فاعل بودن ما هم از راه حسن مدح و ذم ثابت شود و دور پيش مىآيد . قوله و الوجوب : در اين قسمت دو اشكال و جواب مطرح است : 1 - مستشكل مىگويد : فعل متولد مقدور ما نيست بدليل اينكه مقدور آنست كه فعل و ترك آن هر دو مقدور و ممكن باشد درحالىكه در فعل متولد چنين نيست زيرا وقتى كه ما سبب را اختيار كرديم و فعل مباشر را انجام داديم آن فعل متولد يا مسبب حتمى و جزمى و واجب الوجود مىگردد و امر چنين مقدور نيست بلكه جبر است فى المثل كسى كه ستون خيمه را كشيد چه بخواهد يا نخواهد سقف فرو افتاده و انسانهائى را نابود مىسازد پس فعل متولد مقدور ما نيست و وقتى مقدور ما نبود پس فعل ما هم نيست بلكه فعل خدا است . جواب ما : مقدورات دو دستهاند : 1 - مقدور بلا واسطه مثل فعل مباشرى 2 - مقدور مع الواسطه مثل فعل متولد . حال مىگوئيم : و لو نسبت به فعل متولد مستقيما قدرت نداريم ولى نسبت به فعل مباشر كه قدرت داريم يعنى مىتوانستيم سبب را ايجاد نكنيم و فعل مباشر را انجام ندهيم تا مسبب حتمى نشود پس اين وجوب از اختيار و داعى سر چشمه مىگيرد و بقول دانشمندان : الوجوب بالاختيار لا ينافى الاختيار كما اينكه الامتناع بسوء الاختيار لا ينافى الاختيار بل يحققه